کلمات ربط یا
Konjunktion
از این کلمات برای متصل کردن دو جمله به هم استفاده میشود.
او مهربان است و او زیباست.
.Sie ist nett und sie sieht gut aus
من با تو تماس خواهم گرفت یا برایت خواهم نوشت.
.Ich werde dich anrufen oder ich werde dir schreiben
من میدانم٬که او به من علاقه دارد.
.Ich weiß, dass sie mich mag
کلمات ربط مستقل:
از این کلمات میشود برای اتصال دادن دو جملهء مستقل استفاده کرد:
مثال:
من برای امتحان یاد گرفتم٬ولی او به سینما رفت.
Ich lernte für die Prüfung, aber er ging ins Kino.
که هرکدام از دو قسمت این جدید خودشان جمله ای کامل هستند.
Und = و
من اینجا هستم و او در کافه منتظر من است.
Ich bin hier und sie wartet auf mich im Cafe.
Oder = یا
من(یا) باید الان یاد بگیرم یا امتحان را پاس نخواهم کرد.
Ich muss jetzt lernen oder ich werde die Prüfung nicht bestehen.
Denn = چون
کتی به زودی به خانه میآید ٬ چون حالش دیگر خوب شده است.
Cathy kommt bald nach Hause, denn es geht ihr schon besser.
Aber = اما
من با مرد صحبت میکنم ٬ اما اسمش را نمی دانم.
Ich spreche mit dem Mann, aber ich kenne seinen Namen nicht.
Sondern = بلکه
بچه ها بیرون بازی نمی کنند ٬ بلکه آنها تلوزیون تماشا میکنند.
Die Kinder spielen nicht draußen, sondern sie sehen fern.
کلمات ربط وابسته(یعنی دو جمله ای که میخواهیم به هم ربط دهیم به هم وابسته اند.
Dass = که
من میدانم ٬ که همدیگر را دوباره خواهیم دید.
Ich weiß, dass wir uns wiedersehen
Weil = چون
من باید الان بخوابم ٬ چون من فردا زود بیدار میشم.
Ich muss jetzt schlafen, weil ich morgen früh aufstehe.
Ob = که / اگر
نمی دانم ٬ که (که آیا) او امروز به دانشگاه می آید (یا نه).
Ich weiß nicht, ob sie heute zur Universität kommt.
Seit = از وقتی که (زمان)
او همیشه عصبی است ٬ از وقتی که با او با هم هستند.
Er ist immer gestresst, seit er mit ihr zusammen ist .
Während = در حینی که
ما تلوزیون نگاه میکردیم ٬ در حینی که بچه ها بیرون بازی میکردند.
Wir schauten fern, während die Kinder draußen spielten.
Obwohl = اگر چه / با اینکه
او خیلی خوب آلمانی حرف میزند ٬ با اینکه هرگز در آلمان نبوده است.
Sie spricht sehr gut Deutsch, obwohl sie noch nie in Deutschland war.
Bis = تا
ما والیبال بازی کردیم ٬ تا تاریک شد.
Wir spielten Volleyball, bis es dunkel wurde.
=Bevorقبل از
لطفا کمکم کن ٬ قبل از اینکه بری !(جمله امری است)
Bitte hilf mir, bevor du gehst!
Als = وقتی که
من شکه شده بودم ٬ وقتی که اونو برای اولین بار دیدمش.
Ich war überrascht, als ich sie das erste mal gesehen habe.
Damit = تا بدینوسیله
مادرم مرا به آلمان فرستاد تا بدینوسیله ساده تر آلمانی یاد بگیرم.
Meine Mutter hat mich nach Deutschland geschickt , damit ich einfacher deutsch lernen konnte.
اگر فاعل دو جمله یکسان نبود از damit استفاده میکنیم.
اگر بود باید از + infinitiv zu um + استفاده کنید.(که تقریبا" به همان معنی است.)
من به آلمان آمدم که تحصیل کنم.
Ich bin nach Deutschlanh gekommen um zu studieren.




